علامت (سیگنال) دهی دیپلماتیک در شرایط نوین بین المللی
نوشته دکتر حمید زنگنه
منتشر شده در رویدادها و تحلیل ها، شماره 329، سال سی و سوم، آبان 1398، صص. 78-82.
مقدمه:
علامت دهی در دیپلماسی، ابزاری برای انتقال پیام ها با هدف اثرگذاری روانی و تغییر محاسبات دولت ها است و می تواند به صورت خصوصی (بیش تر بین طرف های متخاصم) یا به صورت عمومی مورد استفاده قرار گیرد.
علامت ها در دیپلماسی مشتمل بر رفتارهایی هستند که عامدانه به طرف دیگر منتقل می شوند. در دیپلماسی، علامت ها به عنوان جانشینی برای زبان که روش مستقیم ارتباط است، خدمت می کنند. گفتگوهای دیپلماتیک با سیستم علامت ها پیوند خورده است. این سیستم مبتنی بر کدهایی است که دیپلمات های حرفه ای از آن مطلع هستند.
بازیگران دیپلماسی اغلب از علامت ها به دلایل متعددی استفاده می کنند. گاهی اوقات برای یک بازیگر دشوار است که یک پیشنهاد یا تقاضا را به صورت مستقیم به طرف دیگر ارایه دهد، یا شخصاً یک پیام را منتقل کند. انتقال علامت ها از روش های غیرمستقیم هم چنین می تواند به حفظ اعتبار طرف دریافت کننده نیز کمک کند؛ چرا که می تواند تعهدی را انجام دهد بدون این که ضعیف به نظر برسد، یا بدون تقابل و صرفاً نادیده گرفتن علامت ها از پذیرفتن یک تعهد خودداری کند.
بسیاری از مکانیسم های علامت دهی در سیاست بین الملل، تنها چهارچوب های دو جانبه را در نظر دارند. اما باید دانست که علامت دهی دیپلماتیک در چهارچوب چندجانبه نیز جایگاه خود را دارد. در این نوشته، سؤال های زیر را در خصوص علامت دهی دیپلماتیک بررسی می کنیم:
- رفتارها و گفتارها چگونه می توانند به عنوان علامت های دیپلماتیک عمل کنند؟
- امکانات نظامی چه کاربردی برای علامت دهی دیپلماتیک دارند؟
- آیا می توان از رسانه ها برای علامت دهی دیپلماتیک بهره برد؟
- فضای مجازی چگونه می تواند در خدمت علامت دهی دیپلماتیک قرار گیرد؟
- ابهام در علامت دهی دیپلماتیک، خوب است یا بد؟
- الزامات کارآمدی علامت دهی دیپلماتیک چه هستند؟
در ابتدا به چهار مسیر ارسال علامت های دیپلماتیک، از طریق رفتارها و گفتارها، امکانات نظامی، رسانه ها و فضای مجازی می پردازیم:
1) رفتارها و گفتارها به عنوان علامت های دیپلماتیک
یکی از مسیرهای ارسال علامت های دیپلماتیک، شیوه رفتار و گفتار و نحوه پذیرش فرستاده توسط کشور میزبان است. چگونگی مصافحه و دست دادن، مکان ملاقات ها، سطح نمایندگی و تبادل هدایا معمولاً در دیپلماسی استفاده و فهمیده می شوند. این علامت ها می توانند وضعیت خوب یا بد روابط بین دولت ها را نشان دهند. پذیرش و رفتار محترمانه با هیأت نمایندگی، پرس و جو در مورد سلامت دوستان، بیان فضایلی از طرف مقابل و ... از جمله نشانه های رفتار دوستانه هستند. در سوی مقابل، عمل مغایر با موارد گفته شده می تواند برای نشان دادن ناخشنودی از روابط و مناسبات به کار برده شود.
زمان و شکل تنظیم ملاقات هم معمولاً برای علامت دهی دیپلماتیک استفاده می شود. به عنوان نمونه، زمانی «ملک حسن» پادشاه وقت مراکش در زمان سفر رسمی «الیزابت» ملکه بریتانیا به مراکش، وی را به مدت 10 دقیقه معطل نگه داشت. این کار نه به طور اتفاقی، بلکه برای تأکید بر اندیشه امتیاز ویژه پادشاهی خود و تأکید غیرمستقیم بر برابری با یک قدرت عمده انجام شد.
چهره، ساده ترین شکل زبان غیرمحاوره ای است و اغلب به طور مستقیم قابل خواندن است: ابراز لبخند، اخم، جدیت، یا یک چهره بی خیال. البته یک شیوه درست ارتباط دیپلماتیک نیز این است که احساس را مدیریت کرده و ابراز چهره ای به عنوان ابزار کنترل شده به کار برده شود.
تحلیل زبان بدن، ضمن آن که می تواند اطلاعاتی در مورد فرد هدف بدهد، امکان خطای زیاد نیز دارد. هم چنین تحلیل محتوایی سخنرانی ها یا نوشته های گروه رهبران یک کشور، می تواند استنتاج صحیح و یا غلط را به همراه داشته باشد و در صحنه اجرایی با خطای تصمیم گیری روبرو شود. ممکن است مقامات یک کشور، برخی حرکات طرف مقابل را به عنوان یک علامت خطرناک تفسیر کنند و حتی وارد درگیری نظامی شوند، در حالی که واقعیت امر، موضوع دیگری بوده باشد. در تحلیل زبان بدن، باید فرهنگ متفاوت کشور مقابل را هم مد نظر قرار داد.
یکی از علامت های کلاسیک دیپلماسی، فراخواندن سفیر به کشور فرستنده برای مشورت است تا درجه ای معین از ناخشنودی را به کشور پذیرنده منتقل کند. یا زمانی که رییس نمایندگی خارجی یک کشور در وزارت خارجه احضار می شود تا پیامی را دریافت کند، شیوه رفتار و گفتار حایز اهمیت است. اگر مقام عالی تر اعتراضی را شخصاً تحویل دهد به جدیت موضوع وزن می دهد. لحن صدا، رفتار مؤدبانه یا خشک، و حتی تشریفات چای یا قهوه هم می تواند روی انتقال پیام اثر بگذارد.
در سویی دیگر، شکل دهی یا فعال سازی مکانیسم های مشورتی و زمینه های تعامل مستمر، ابزار مفیدی برای ارسال علامت تمایل به همکاری نزدیک تر و کسب نتایج است. این مکانیسم ها، طیفی از نشست های مشترک از کمیسیون های مشترک اقتصادی تا رایزنی های سیاسی بین وزارت خانه های امور خارجه و ... را در بر می گیرد.
2) کاربرد امکانات نظامی برای علامت دهی دیپلماتیک
علامت دهی دیپلماتیک ممکن است با این هدف انجام پذیرد که طرف متخاصم را متقاعد سازد که تداوم فعالیتش می تواند اقدامات متقابل و نتایج وخیم در پی داشته باشد. در مواردی که نیاز به ارسال یک علامت بسیار قوی باشد، معمولاً از گزینه های نظامی استفاده می شود. به عبارت دیگر، گاه کشورها از امکانات نظامی خود برای ارسال علامت های دیپلماتیک استفاده می کنند تا به کشور هدف این پیام را بدهند که در جهت دفاع از منافع ملی خود یا متحدانش جدیت دارند. در این شرایط، معمولاً علامت مؤثر مشتمل بر نمایش پتانسیل تهدید غیرمستقیم و تلاقی است. محاسبه هزینه – فایده دریافت کننده علامت معمولاً در تداوم یا تغییر رفتار وی اثرگذار خواهد بود.
این گرایش می تواند در چهارچوب هایی چون برگزاری مانور مشترک نظامی با دیگر کشورها، اعزام ناوای هواپیمابر، استقرار نیروها و تجهیزات نظامی بیش تر در پایگاه های نظامی نزدیک به کشور هدف و ... باشد. به عنوان نمونه، در سال 1971 با اوج گرفتن شرایط جنگ بنگلادش، آمریکا ناو هواپیمابر «اینترپرایز» را به عنوان یک علامت آشکار به هند برای پایان دادن به خصومت ها، به خلیج بنگال اعزام کرد.
یکی از ظرافت های استفاده از این ابزار، آن است که کاملاً با نظارت و مدیریت گروه رهبران غیرنظامی انجام پذیرد. علامت های نظامی باید همسو با اهداف راهبردی سیاست خارجی باشد و هر گونه تباین در این زمینه می تواند هزینه ساز باشد.
3) استفاده از رسانه ها برای علامت دهی دیپلماتیک
قدرت علامت دهی همواره یک ابزار کلیدی ارتباطات دیپلماتیک بوده و رسانه ها برای این منظور مورد استفاده قرار گرفته اند. با فراوانی رسانه های بین المللی، استفاده از آن ها به عنوان ابزار علامت دهی دیپلماتیک بیش از گذشته شده است. البته باید توجه داشت که این پیام ها به همه می رسند و هدف قرار دادن مخاطب به صورت خاص، سخت است و باید تبعات آن را نیز در نظر داشت.
گاهی رسانه ها تنها کانال های ارتباط و مذاکره بین بازیگران رقیب هستند. «نیکولاس برنز»، سخنگوی وقت وزارت خارجه آمریکا در سال 1996 در این زمینه چنین می گوید: «ما از جلسات توجیهی خبری برای ارسال پیام ها در مورد سیاست خارجی خود به دولت های خارجی استفاده می کنیم. به عنوان مثال، من گاهی بیانیه های سنجیده را با دقت می خوانم تا با دولت هایی که هیچ گونه رابطه دیپلماتیک با آن ها نداریم، از جمله عراق، ایران، لیبی و کره شمالی ارتباط برقرار کنم. به طور حتم، با در نظر داشتن تمرکز روزنامه نگاران در واشنگتن و جایگاه ما در جهان، ایالات متحده موقعیت بی نظیری برای بهترین بهره برداری از تلویزیون، با دوستان و نیز دشمنان مان دارد.»
به عنوان نمونه هایی دیگر، در زمان جنگ 1991 خلیج فارس، جرج بوش و صدام حسین از طریق شبکه های خبری بین المللی به تبادل پیام پرداختند. یا طرف های منازعه ایرلند شمالی در شرایطی که مذاکرات رسمی بین آن ها ممکن یا مطلوب نبود، به انجام گفتگو و تبادل پیام از طریق رسانه ها پرداختند. این باور وجود داشت که گفتگوی رسانه ای در این مورد به طرف ها کمک کرد تا روند صلح را زنده نگاه دارند و پیام های مهمی را با یک دیگر تبادل کنند.
4) علامت دهی دیپلماتیک و فضای مجازی
در بعد تاریخی، شاهد بوده ایم که روند علامت دهی دیپلماتیک نقش کلیدی و برجسته ای به ویژه در شرایط بحرانی داشته است. دیپلمات ها به عنوان عناصر اساسی این رویه با راهبردهای ارتباطی خود، علامت هایی را از طریق نمایندگی جمعی، دمارش ها، دیدارهای دیپلماتیک و ... ارسال کرده اند. در این موارد، لحن علامت ها معمولاً در ساختار و زبان، رسمی است و معمولاً دیپلمات های سطح بالا تقریباً همیشه آن را ارایه کرده اند.
اما علامت دهی دیپلماتیک در فضای دیجیتالی جدید است. اگر بپذیریم که دیپلماسی تا حدی یک هنر است و اعمال آن نیازمند نمایش گسترده ویژگی هایی است که به شخصیت فرد بستگی دارد، نمی توان به سادگی پذیرفت که فن آوری می تواند همان مزایا را در تماس های فردی در اختیار قرار دهد.
فضای مجازی، فن آوری های اطلاعات و شبکه های اجتماعی، محیط و ابزارهای جدیدی برای ارسال علامت های دیپلماتیک فراهم کرده اند. در این شرایط، دستگاه دیپلماسی نیز باید بیاموزد که رویه های ارتباطی خود را در این محیط چگونه به پیش ببرد تا منجر به ارسال علامت های اشتباه نشود و یا بهره برداری بهینه از این فضا برای ارسال علامت های دیپلماتیک انجام پذیرد.
در حالی که روند علامت دهی دیپلماتیک در گذشته روندی رسمی، ماهرانه و تا حدی محرمانه بود، در فضای مجازی این کار می تواند با مهارت کلمات کم و لحن غیررسمی انجام شود و به شنوندگانی به صورت مستقیم ارسال شود که از نظر تعداد هیچ گاه در این سطح نبوده اند. سرعت انتقال پیام ها در محیط جدید نیز افزایش بسیاری یافته است.
5) ابهام در علامت های دیپلماتیک: خوب یا بد؟
یک تفاوت اصلی در میان شیوه های ارتباطی دیپلماتیک این است که در علامت دهی، فضای بیش تری برای ابهام وجود دارد. علامت دهی مبهم بین خلبانان و کنترل کنندگان ترافیک هوایی ممکن است موجب فاجعه شود، اما ابهام در ارتباطات دیپلماتیک ممکن است سازنده و خلاقانه تلقی شود. حتی گفته می شود گاه اگر یک علامت از صراحت کامل برخوردار باشد، ممکن است تأثیر خود را از دست بدهد. دلایل متعددی می توان در این زمینه ارایه کرد. از جمله این که:
- سیاستمداران می خواهند اطلاعات حیاتی را از یک دیگر پنهان کنند.
- ابهام می تواند یک ابزار عمدی برای حفظ انعطاف پذیری و انکار علامت ها باشد و این امکان را به فرستنده دهد که در صورت اقتضای شرایط، بعداً ادعا کند که «چنین نگفته است» یا «منظورش آن نبوده است».
- ابهام می تواند ناشی از نیاز به در نظر داشتن تنوع شنوندگان باشد. در علامت های دیپلماتیک، شنوندگان بالقوه می تواند بین المللی یا داخلی باشد. لذا پیام های صریح و غیرمبهم می تواند اثرات مخربی بر رابطه فرستنده با یکی از گروه های دریافت کننده داشته باشد.
نکته دیگری که در همین ارتباط باید در نظر داشت این است که علامت ها لزوماً دلالت بر عمدی بودن ندارد. حتی رفتارها یا گفتارهای ناخودآگاه و ناخواسته ممکن است پیام هایی را در یک شرایط دیپلماتیک منتقل کنند، و این موضوع به ویژه در عصر دیجیتال از طریق قدرت توییت مجدد یا دنبال کردن یا دنبال نکردن بازیگران خاص مورد سوء استفاده قرار گیرد. از این رو، ممکن است هر زمان که یک بازیگر رفتاری را ارایه کند که توسط دیگری ادراک و تفسیر شود، به عنوان یک علامت تلقی شود، و چه بسا این گفتار یا کردار به صورت آگاهانه انجام شده یا نشده باشد.
دیپلماسی دیجیتالی نیز مسأله ابهام در علامت دهی را به طور کامل رفع نکرد. برنامه های کاربردی هم چون «اسکایپ» و ویدئوکنفرانس ها و ویدئوهای منتشره در فضای مجازی هم چنان زبان بدن را نشان می دهند و دیپلماسی مجازی تنها ابهام را از طریق ابزارهای دیگر بازسازی کرده است.
در مجموع، تردید بین نیاز به شفافیت و محرک ها برای حفظ ابهام ها می تواند دیپلمات ها را مجبور به صرف وقت و انرژی بسیار برای شکل دهی و تفسیر علامت ها کند.
6) الزامات کارآمدی کیفیت علامت دهی دیپلماتیک
تا آن جایی که بحث دیپلماسی یا مذاکره بین ملت ها مدنظر باشد، برای کارآمدی علامت های دیپلماتیک الزامات متعددی را باید در نظر داشت که برخی از آن ها عبارتند از:
- استفاده در جهت تکمیل گزینه های معتبر دیگر: اثر بازدارنده علامت در صورتی قوی تر می شود که با گزینه های معتبر از جمله ابزارهای حقوقی، تحریم ها و فعالیت های مقابله ای پنهان همراه شود. اگر علامت ها به تنهایی استفاده شوند، به دشواری فهمیده می شوند و از این رو معمولاً برای تکمیل ارتباطات کتبی یا شفاهی مورد استفاده قرار می گیرند. یک پیام دیپلماتیک می تواند در جهت تحکیم یا در تناقض با یک پیام دیگر باشد. از این رو گیرنده باید مجموعه این پیام ها را در نظر داشته باشد.
- اهمیت بیش تر علامت دهی در زمان بحران و تنش: نقش اطلاعات، ارتباطات و علامت ها در تصمیم گیری در زمان بحران از اهمیت بیش تری برخوردار است. بحران ها، غیرقابل پیش بینی و دارای ریسک بالا هستند و تحت سیطره احساسات، جناح بندی ها، نقص در ارتباطات، علامت های از دست رفته و پیامدهای ناخواسته است.
- در نظر داشتن تفاوت های فرهنگی: دیپلماسی، دربرگیرنده ارتباطات میان فرهنگی است و همیشه نمی توان اطمینان داشت که علامت های دیپلماتیک در کشورهای مختلف معنای یکسانی داشته باشد. کارآمدی علامت ها نیازمند آن است که فرستنده و گیرنده یک فهم مشترک داشته باشند. بدون این عامل، علامت ها با اختلال و ناکارآمدی مواجه می شوند. اما دیپلماسی امروزه به نسبت دهه ها و سده های قبل در محیطی بسیار متنوع و وسیع تری عمل می کند و حرفه ای ها کم تر و کم تر با الگوی واحد همنوایی می کنند. در نتیجه، چهارچوب فرهنگی اهمیت روشنی دارد. باید دانست که کارگزاران دیپلماسی اعضای فرهنگ های ملی مجزا با قواعد خاص خود هستند. قواعد و رسوم فرهنگ دیپلماتیک ضرورتاً بر قواعد و رسوم فرهنگ ملی ارجحیت ندارند. از این رو حتی نشانه های شفاهی هم می توانند معانی متفاوتی را در پی داشته باشند.
- سنجیدگی در ارسال علامت: در ارسال علامت ها باید مراقب بود که از بیان سخنانی که منعکس کننده ضعف یا تمایل شدید و فوری برای رسیدن به توافق باشد، پرهیز شود. به علاوه، باید بر اطلاعات صحیح تکیه کرد و در جهت تبدیل کردن موقعیت ها به فرصت ها تلاش نمود.
- در نظر داشتن زمان، مکان، محتوا و شرایط ارسال علامت: مشاهده کننده باید نسبت به زمان، مکان، محتوا و شرایط ارسال علامت استنباط درستی داشته باشد. لازم است مقررات تشریفاتی، رسوم دیپلماتیک و زمان و روشی که در آن علامت منتقل شده است به طور دقیق مدنظر قرار گیرد. دیپلماسی، ظرفیت غنی برای خلاقیت در علامت ها ارایه می کند. برای مثال، تغییر در پروتکل به روشی برای ارسال یک علامت مثبت یا منفی تبدیل شود. سطح سلسله مراتبی مقام خارجی استقبال کننده در فرودگاه، یا برگزاری ضیافت ناهار یا شام به افتخار مقام دیدار کننده، البته با در نظر داشتن شرایط دیپلماتیک و تشریفاتی کشور پذیرنده، می تواند یک علامت باشد. فهرست چنین رفتارها و علامت هایی در سال های اخیر با تسهیل تشریفات و معمول شدن انعطاف در استفاده دیپلماتیک وسیع تر شده است.
- ارسال مستقیم علامت ها، در مواقع لزوم: بعضی اوقات علامت ها غیرمحسوس هستند و باید توسط افراد مرتبط شناسایی و درک شوند. اما تنوع فرهنگ ها و زبان ها ثابت می کند كه گاهی باید علامت ها به صورت مستقیم ارسال شود و علامت های غیرمستقیم کم تر استفاده شود.
- توانایی تشخیص مناسب علامت های دیپلماتیک: بر خلاف زبان که شکل صریحی از ارتباط است، علامت دهی بستگی به قدرت پذیرش دریافت کننده یا مشاهده کننده دارد. همان طور که فرستنده باید مطمئن شود که پیام آن طور که مقصود بوده، فهمیده شده است، دریافت کننده هم نیاز دارد که مطمئن شود آن چه وی فهمیده است به واقع یک پیام واقعی بوده است. تشخیص مناسب علامت های دیپلماتیک نیازمند عواملی چون تشخیص صحیح واقعیات میدانی و درک درست روابط دیپلماتیک است. گاه ممکن است فردی به رفتاری یا گفتاری حساسیت بیش از حد نشان دهد و این موضوع ناشی از نگاه یا نگرش فردی او باشد، در حالی که ممکن است در سوی مقابل اشتباهی صورت گرفته باشد و عمدی در میان نباشد.
- تفاوت در اثرگذاری علامت های دیپلماتیک: چگونگی واکنش دریافت کنندگان یک علامت می تواند متفاوت و متنوع باشد و این موضوع بستگی به شرایط سیاسی و اقتصادی و فرهنگی حاکم در کشور دریافت کننده علامت دارد. لذا نمی توان برای ارسال یک علامت دیپلماتیک به دریافت کنندگان مختلف، انتظار نتایج مشابه را داشت.
- تحلیل درست اهمیت علامت ها: اهمیت علامت های دیپلماتیک، باید به درستی تحلیل شود. علامت می تواند پیامی را از طریق عمل تقویت کند؛ ممکن است به عنوان نشانه ای برای سنجیدن پیامی شفاهی یا کتبی باشد؛ یا می تواند به عنوان یک حرکت احتیاط آمیز برای مرحله فعلی روابط باشد.
- مراقبت در جهت جلوگیری از انحراف علامت ها توسط دیگران: ممکن است علامت ها توسط طرف های دیگر تحریف شود. به عنوان مثال، در مراسم رژه «روز می» در «میدان تیانانمن» در سال 1970، «مائو»، رهبر چین علامت آشتی جویانه ای را به کاردار سفارت هند منتقل کرد: با او دست تکان داد و اظهار داشت که دو کشور نباید به نزاع بپردازند. این اولین ژست دو جانبه شخصی از طرف مائو طی بیش از یک دهه بود. چند روز بعد، در حالی که این حرکت در حال ارزیابی بود، شخصی در دهلی احتمالاً با تمایلات طرفداری از شوروی، خبر را در رسانه ها فاش کرد و با بی اهمیت توصیف کردن آن با تیترهایی چون «لبخند مائو»، ارزش این علامت را از بین برد. چندین سال تلاش آرام هر دو طرف ادامه یافت تا اولین قدم برای عادی سازی برداشته شد و در این مدت، حتی سفیران در سال 1976 به پایتخت های خود بازگشتند.
نتیجه گیری
- علامت دهی دیپلماتیک یک موضوع علمی چند رشته ای است و بهره مندی از دانش هایی نظیر «تحلیل زبان بدن»، «تحلیل محتوایی»، «فرهنگ و هویت شناسی کشور هدف» و امثالهم برای کاربرد و فهم صحیح آن ضروری هستند.
- نحوه استفاده از علامت ها در دیپلماسی، دارای ظرافت خاصی است و نیاز به ممارست، بررسی های تجربی و مشاهدات عینی بسیار دارد تا در مورد استفاده و شیوه های بهبود یافته نتیجه درستی گرفته شود. نگاهی به مثال های مختلف که در سراسر جهان انجام شده و نتایج آن بسیار مفید و کاربردی خواهد بود. به علاوه شرایط دیپلماسی معاصر برای راهنمایی در بهبود روش ها باید مورد توجه قرار گیرد.
- نباید فرض را بر این نهاد که همه دیپلمات ها با مهارت های مختلف دیپلماتیک از جمله در زمینه ارسال علامت های دیپلماتیک آشنایی دارند و لازم است آموزش های لازم در مقاطع مختلف ارایه شود.
فهرست اهم منابع:
- Raymond Cohen, Theatre of power: the art of diplomatic signaling, London: Longman, 1987.
- Kishan S. Rana, “Language, Signaling and Diplomacy”, 2001, Available at:
https://www.diplomacy.edu/sites/default/files/Language_Diplomacy_Chapter7.PDF
- Christer Jönsson and Karin Aggestam, “Trends in Diplomatic Signalling”, In: Melissen J. (eds) Innovation in Diplomatic Practice: Studies in Diplomacy, London: Palgrave Macmillan, 1999, Available at:
https://link.springer.com/chapter/10.1007/978-1-349-27270-9_9
- Robert F. Trager, “Diplomatic Signaling Among Multiple States”, University of California, 2015, Available at:
- John Ferris, “Intelligence and diplomatic signalling during crises: The British experiences of 1877–78, 1922 and 1938”, 24 Jan 2007, Available at:
https://www.tandfonline.com/doi/abs/10.1080/02684520600957647
- Jennifer Cassidy, “Digital Diplomatic Crisis Communication: Reconceptualising Diplomatic Signalling in an age of Real Time Governance”, Working Paper No 3 (Jan 2018), Department of International Development of University of Oxford, Available at:
https://www.qeh.ox.ac.uk/sites/www.odid.ox.ac.uk/files/DigDiploROxWP3.pdf
- Caroline Nalwanga Magambo, “Trends in Diplomatic Communication: A Case Study of Uganda”, Faculty of Arts in the University of Malta, March 2011, Available at:
https://www.diplomacy.edu/sites/default/files/02012012122033%20Nalwanga%20%28Library%29.pdf
- Sico van der Meer, “Signalling as a foreign policy instrument to deter cyber aggression by state actors”, December 2015, Clingendael (The Netherland Institute of International Relations, Available at:
- کیشان اس. رانا، کتاب دیپلماسی دوجانبه، ترجمه مهدی سبحانی، تهران: انتشارات وزارت امور خارجه، 1396.
این سایت به انتشار تعدادی از مقالات دکتر حمید زنگنه می پردازد.